X
تبلیغات
موزیک تیتراژ برنامه های تلویزیونی - خلاصه قسمت یی سان

موزیک تیتراژ برنامه های تلویزیونی

مرجع کاملی از موزیکهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

خلاصه قسمت یی سان

برای آمدن کامل تصاویر کمی صبر کنید..متشکریم


قسمت هشتم سریال یی سان»»سونگ یون پیدایت میکنم!!

شاهزاده که نقاشی  رو دید و فهمید اون دامو سونگ یون هستش ..

به نقاش میگه تا سونگ یون رو پیشش بیاره

و به نقاش میگن که امروز سونگ یون کار نداره و خونه اش هست

داسو و عموش هم به سر کار میرن

جناب یی به سراغ سونگ یون میاد تا باهم برن و از یک زن ثروتمند نقاشی بکشند

که سونگ یون در حال برگشت به خونه یک زن صداش میزنه

اون زن (که همون بازیگر نقش یونسنگ جواهری در قصره) به سونگ یون میگه

میتونی ازاین شیرینیها درست کنی که میگه آره

 

و مثه جواهری در قصر قسمت شیرینی سازی رو نشون میده

که اون زن (که زن شاهزاده سان هستش) بهش میگه تو خدمتکار جدیدی که سونگ یون میگه من داموی دفترخونه ام

سونگ یون در حال رفتن به خونه توسط گروهی دزدیده میشه ومیبرنش

پیش همونی که داسو یک زمانی خاکش کده بود میبرن و اونم میگه بزار داسو بیاد پدرشو در میارم!!

از طرف دیگه گروهی که از طرف وزیر هدایا رو دزدیدن بهش میگن امشب از پایتخت میرن

داسو که میفهمه سونگ یون رو دزدیدن میره خونه ببینه واقعا اینطوره که شاهزاده رو میبینه و نمشناسه و میخواد بزنش که شاهزاده مچش رو میگیره و داسو میفهمه که شاهزاده است و

ازش معذرت میخواد

داسو هم بهش میگه سونگ یون رو همونا که هدایا رو دزدیدن دزدیدن

و شاهزاده به سراغ پلیسهای دفترخونه میره و اونا میگن بدون دستور شاه نمیتونن کاری بکنن

که شاهزاده شمشیرش رو درمیاره و رو گردن اون فرمانده میزاره و میگه اگه نمیخوای بمیری اونا رو بفرست تا دزدها رو بگیرن

که سربازا میرسن و همه رو میگیرن غیر ازاونایی که سونگ یون رو برداشتند و در رفتن

از طرف دیگه وزیر ارشد میفهمه که اون دزدا رو شاهزاده گرفته و عصبانی میشه

از طرف دیگه شاهزاده عصبانی میشه و داسو بهش میگه من پیداش میکنم سونگ یون دختر سرسختیه و شاهزاده ملازمش رو پیش اونا میزاره و بهش ورقی میده و میگه اگه پلیس خواستی اینو نشون بده

 

صبح فرامیرسه و وزرا نزد شاه میرن و میگن شاهزاده بدون دستور شاه رفته و پلیسهارو مجبور کرده

شاهزاده هم میگه اونا دزدای هدایاهستن و مطمئنم از طرف وزرایی دستور داشتن

و شاه بهش این دستور رو میده که بازجویی رو خودش انجام بده و بدون دستور شاهزاده  هیچ کس اجازه دستوری در رابطه با اونا نداره

و سونگ یون رو به 30 نیانگ میفروشن

و سونگ یون رو میفرسن تو یه انبار پیش بقیه زنها ..اون از اونا میپرسه اینجا واسه چیه و بهش میگه که ما اومدیم فاحشه خونه!!

و جناب یی که کاراش بدون سونگ یون درست پیش نمیره از نبودش ناراحته

درگوشه ای هم نیروهای مخفی ای تمرین میکنند

و وزرا و دختر شاه در گوشه ای جمع شدند

و رییس این دسته ها که خیانت میکنند کسی نیست جز زن شاه(که پدر یی سان از اونیست)

از طرف دیگه نفری به زندان اون دزدا نامه ای میازه و میگه باید انتقال پیدا کنن و زندانیها رو میبره توی دشت و بهشون حمله میکنند و همه اونا رو میکشن

و شاه برای بازجویی به زندان میاد که بهش میگن نامه ای با دستخط و مهر شاهزاده دادن

که شاهزاده دستخط و مهر رو میبینه و تعجب میکنه

و شاه سر میرسه و میگه اون دستخط تو بوده؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 18:56  توسط حامد(مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما)  |